1-اثر Vietnam War روی «بحران‌های دهه ۸۰» از مسیر مالی–پولی 

الف) کانال مالی: کسری بودجه و فشار تقاضا 

از اواسط دهه ۱۹۶۰ تا اوایل ۱۹۷۰، هزینه‌های جنگ + برنامه‌های داخلی (Great Society) در آمریکا هم‌زمان شدند و فشارهای بودجه‌ای/تقاضایی را بالا بردند. این فضا یکی از زمینه‌های شکل‌گیری دوره‌ای شد که بعداً به The Great Inflation معروف شد (۱۹۶۵ تا ۱۹۸۲). 
مطالعات مشخصاً روی کانال «کسری/بدهی و سیاست پولی» در دوره جنگ ویتنام هم تاکید می‌کنند. 

ب) کانال پولی–ارزی: فشار روی نظام نرخ ارز ثابت و پایان طلا 

فشارهای تورمی و تراز پرداخت‌ها در آمریکا، نگه‌داشتن نظام پساجنگِ نرخ ارز ثابت را سخت‌تر کرد؛ در ۱۵اوت ۱۹۷۱ آمریکا تبدیل‌پذیری دلار به طلا را تعلیق کرد—حادثه‌ای که به «Nixon shock» معروف است و شروع فروپاشی تدریجی Bretton Woods system محسوب می‌شود. 

چرا این مهم است؟
با شناورتر شدن نرخ‌ها و تغییر رژیم پولی/ارزی، ریسک نرخ ارز و جریان سرمایه در سطح جهان متفاوت شد؛ و در دهه ۷۰، بازار وام‌دهی بین‌المللی (بانک‌ها + پترودلارها) خیلی بزرگ‌تر شد—همان بازاری که بعداً به وام‌دهی سنگین دلاری به آمریکای لاتین انجامید. 

ج) کانال نهایی به دهه ۸۰: مهار تورم با «شوک نرخ بهره» و انفجار هزینه بدهی 

وقتی تورمِ ساخته‌شده در دهه ۷۰ مزمن شد، سیاست پولی سختگیرانه برای مهار تورم (اواخر ۷۰ و اوایل ۸۰) هزینه سرمایه دلاری را بالا برد؛ این همان مکانیزمی است که در روایت بحران بدهی، «هزینه خدمت بدهی دلاری» را برای بدهکاران بزرگ می‌کند (مخصوصاً وقتی بدهی کوتاه‌مدت/شناور باشد). (پس اثر ویتنام مستقیم نیست؛ غالباً از مسیر تورم/نظام پولی و در نهایت شوک نرخ بهره به دهه ۸۰ پل می‌زند.) 

2- ژاپن در دهه ۷۰ و ۸۰: از «معجزه» تا «حباب» 

الف) چرا ژاپن (شکست‌خورده WWII) این‌قدر سریع رشد کرد؟ 

ژاپن بعد از جنگ وارد دوره «Japanese economic miracle» شد: صنعتی‌سازی صادرات‌محور، سرمایه‌گذاری سنگین، و نهادسازی اقتصادی؛ این دوره معمولاً تا شوک نفتی ۱۹۷۳ پایان‌بندی می‌شود. 

ب) دهه ۷۰: شوک نفتی = آزمون انرژی و تورم 

ژاپن واردکننده بزرگ انرژی بود؛ شوک‌های نفتی ۱۹۷۳ و ۱۹۷۹ فشار هزینه‌ای/تورمی می‌آورد. (در ادبیات سیاستی ژاپن، واکنش پولی و تغییرات نرخ‌های تنزیل در اواخر ۷۰ و اوایل ۸۰ کاملاً دیده می‌شود.) 

ج) دهه ۸۰: توافق ارزی، تقویت ین، و سیاست «پول ارزان» → حباب دارایی 

در ۱۹۸۵، Plaza Accord باعث تقویت ین شد؛ برای کاهش اثر رکودی تقویت ین روی صادرات، سیاست پولی انبساطی و اعتباری شدت گرفت و یکی از مسیرهای مهم شکل‌گیری «حباب دارایی ژاپن» در اواخر دهه ۸۰ شد.
این دقیقاً همان نقطه‌ای است که نشان می‌دهد «دهه ۸۰» فقط بحران آمریکای لاتین نبود؛ در اقتصادهای پیشرفته هم ریسک‌های مالی (asset bubble) به‌شکل دیگری بالا رفت. 

3- دیگر شکست‌خورده‌های جنگ جهانی دوم: آلمان غربی و ایتالیا در این چارچوب 

West Germany: رشد پساجنگ و سپس سیاست ضدتورمیِ سختگیرانه 

آلمان غربی در دهه ۵۰ یک جهش رشد تاریخی داشت (ادبیات «economic miracle»)، که در پژوهش‌های اقتصادی با عوامل متعددی مثل شوک بازسازی، ظرفیت بلااستفاده، و ساختار صنعتی توضیح داده می‌شود.
 در دهه ۷۰–۸۰، یک وجه مهم داستان آلمان، ترجیحات ضدتورمی و نقش بانک مرکزی در فرهنگ سیاست‌گذاری بود؛ این باعث شد در واکنش به تورم دهه ۷۰، انضباط پولی/مالی جدی‌تر باشد (در مقایسه با برخی کشورهای اروپای جنوبی). (این بخش بیشتر یک «الگوی سیاستی» است تا یک رویداد تک‌نقطه‌ای.) 

Italy: رشد پساجنگ، سپس آسیب‌پذیری مالی–تورمی 

برای ایتالیا، گزارش‌های دوره‌ای مثل OECD تصویر اقتصاد با مسائل ساختاری و چالش‌های تورمی/کسری را در دهه‌های بعدی نشان می‌دهند.
در قاب دهه ۸۰، ایتالیا بیشتر در «کمپ تورم/کسری مزمن و بدهی دولت» (نسبت به آلمان) قرار می‌گیرد؛ یعنی یک نمونه از اینکه شوک‌های دهه ۷۰ و تغییرات سیاستی دهه ۸۰ در کشورهای مختلف اروپایی با شدت‌های متفاوت عبور کردند. 

4- نقش بازسازی پساجنگ در «چرخه بلندمدت» که به دهه ۸۰ رسید 

برای اروپا، برنامه‌هایی مثل Marshall Plan بخشی از معماری بازسازی و تثبیت سیاسی–اقتصادی پس از جنگ بودند. 
اما نکته کلیدی برای سوال تو این است: 

  • بازسازی پساجنگ → رشد و صنعتی‌سازی سریع (ژاپن/آلمان/ایتالیا)
  • شوک‌های دهه ۷۰ + تغییر رژیم پولی جهانی (۱۹۷۱) → تورم و سپس سیاست ضدتورمی سخت (اوایل ۸۰)
  • سیاست ضدتورمی سخت → نرخ بهره بالا و دلار قوی → فشار بدهی دلاری روی اقتصادهای بدهکار (لاتین)
  • هم‌زمان در برخی اقتصادهای پیشرفته (ژاپن) → نرخ‌های پایین‌تر/اعتبار → ریسک حباب دارایی

جمع‌بندی مفهومی (نقشه جریان اتفاقات)
 
اگر بخواهم همه را در یک «مدل علّی» جمع کنم:

  1. جنگ ویتنام + فشارهای مالی/تقاضایی دهه ۶۰–۷۰ → کمک به شکل‌گیری تورم پایدار آمریکا 
  2. تورم/فشار ارزی → ۱۹۷۱ (Nixon shock) و تضعیف نظم Bretton Woods 
  3. دهه ۷۰: شوک‌های نفتی + تورم جهانی
  4. اوایل دهه ۸۰: مهار تورم با نرخ بهره بالا → بحران بدهی دلاری در آمریکای لاتین (جهش هزینه خدمت بدهی و قطع وام‌دهی)
  5. دهه ۸۰ در آسیا/ژاپن: Plaza Accord → تقویت ین → انبساط پولی → حباب دارایی 
  6. در اروپا: آلمان الگوی ضدتورمی‌تر؛ ایتالیا آسیب‌پذیری مالی–تورمی بالاتر (نتایج متفاوت از همان شوک‌های مشترک)