چرا اصلاً نیاز به اجماع جدید پیدا شد؟
1-مسئلهها عوض شد: شوکها و ریسکهای قرن ۲۱
در متن معرفی اجماع لندن، فهرست چالشهای جدید خیلی صریح است: تغییرات اقلیمی و از دست رفتن تنوع زیستی، پاندمیها، انواع نابرابریها، اثرات ناخواسته فناوری، تکهتکهشدن اقتصاد جهانی، پوپولیسم و قطبیسازی، و حتی بازگشت جنگ به اروپا. اینها “حاشیهای” نیستند؛ مستقیم روی رشد، سرمایهگذاری، تجارت، بودجه دولت و انسجام اجتماعی اثر میگذارند.
نتیجهی سیاستی: اگر سیاستگذاری فقط روی «تورم/کسری/آزادسازی» متمرکز باشد، در برابر شوکهای عرضه، بحرانهای سلامت عمومی، ریسکهای اقلیمی و تلاطم ژئوپلیتیک، شکننده میشود.
2- “هدف” توسعه بازتعریف شد: فقط GDP کافی نیست
یکی از محرکهای اصلی اجماع لندن این بود که رشدِ عددیِ GDP (حتی اگر رخ دهد) الزاماً به رفاه، کیفیت زندگی، و ثبات اجتماعی-سیاسی ترجمه نمیشود. در روایتهای رسانهای و معرفی کتاب، تاکید میشود که باید معیارهای رفاه/بهزیستی، انسجام اجتماعی، و کیفیت شغل وارد هدفگذاری شود، نه اینکه سیاستمدار فقط «بیشتر کردن درآمد پولی» را معیار موفقیت بگیرد.
3-یک شکست عملی: اصلاحات “در کاغذ” خوب، اما در جامعه ناپایدار
در بسیاری از کشورها، اصلاحات بازارمحور وقتی با:
- شوک توزیعی (فشار به دهکهای پایین/متوسط)،
- ضعف شبکههای بیمه اجتماعی،
- یا برداشت عمومی از بیعدالتی،
همراه شد، دوام سیاسی پیدا نکرد و یا با بازگشت سیاستی/بیثباتی اجتماعی مواجه شد.
اجماع لندن دقیقاً میخواهد این حلقهی مفقوده را پر کند: سیاست اقتصادی باید از ابتدا اجتماعاً قابلتحمل و پایدار طراحی شود (نه اینکه بعداً با مُسکن جبران شود).
4- “دولت” دوباره وارد معادله شد: ظرفیت اجرا و دولت تنظیمگر/توانمند
یکی از انتقادهای کلیدی به اجماع واشنگتن این بود که دربارهی «کارکرد درونی دولت» و ظرفیت اجرا حرف کمی داشت (جز کلیاتی مثل حقوق مالکیت یا پایه مالیاتی). اجماع لندن روی این نقطه میایستد: بدون ظرفیت دولت (داده، دیجیتال، طراحی و تحویل پروژه عمومی، تنظیمگری، مالیاتستانی، نظارت)، هزینه کردن یا آزادسازی به نتیجهی پایدار نمیرسد.
5-بازنگری در جهانیسازی و سرمایه: تجارت/FDI بله؛ “حساب سرمایه کاملاً باز” لزوماً نه
در متنهای اجماع لندن تأکید میشود که تجارت و جهتگیری صادراتی و همچنین FDI میتواند مفید باشد، اما نسبت به بازبودن کامل حساب سرمایه بدبینتر است چون میتواند جریانهای کوتاهمدتِ بیثباتکننده ایجاد کند. این دقیقاً پاسخی به تجربهی بحرانهای مالی و چرخههای ورود/خروج سرمایه است.
6-اقتصاد نوآوری و رقابت: رشد با “کیفیت شغل” و رقابت سالم
اجماع لندن میخواهد رشد را با محور نوآوری، رقابت، و شغلهای باکیفیت توضیح دهد و در عین حال نقش دولت و جامعه مدنی را در نظارت و سرمایهگذاری/تنظیمگری برجسته میکند (مثل “مثلث” بنگاه–دولت–جامعه مدنی در اقتصاد نوآوری).
پس «مزیت» اجماع لندن نسبت به قبل چیست؟
- ریسکهای جدید (اقلیم/پاندمی/ژئوپلیتیک/تک) را داخل مدل میآورد.
- پایداری سیاسی-اجتماعی اصلاحات را جزء طراحی میکند (رفاه/بیمه اجتماعی/انسجام).
- روی کیفیت دولت و ظرفیت اجرا سرمایهگذاری مفهومی میکند.
- نسبت به مالیسازی و بیثباتی سرمایه احتیاط نهادی دارد.
- و میگوید اصول باید راهنما باشد، نه نسخهی یکسان برای همه.